يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
70
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
دهلي با او بيعت كردند - بعده ملك علاء الدين بكوچ متواتر بجانب دهلي رانده ميآمد - در هر منزلى كه ميرسيد اجهوها « 1 » زر لشكر را ميداد - چنانچه خلق تمام رخ بر « 2 » علاء الدين نهادند - چون در كنارهء جون رسيد عراده و منجنيق « 3 » نهاد و اجهوها را بيرون انداختن گرفت « 4 » - امراى دهلي « 5 » بر ملك علاء الدين عهدها فرستادند و بيعت كردند - بعده دوگان سهگان « 6 » امرا هر روز ازين جانب ميتافتند و بر ملك علاء الدين ميپيوستند - چون سلطان ركن الدين را اين حال معلوم شد طاقت استقامت نتوانست آورد - رخ بسوى اركليخان نهاد - ملك قطب الدين و ملك احمد چب و بغرا گيلاني موافقت نمودند و در ملتان رفتند - روز ديگر ملك علاء الدين آب جون عبره كرد و در سيرى نزول فرمود - بعد از سي « 7 » روز ديگر بر تخت مملكت بنشست - و اين واقعه در نوزدهم ماه ذى الحجه سنه خمس و تسعين و ستمائه بود - اين رباعي ميگفت « 8 » - ديدى چه كرد چرخِ ستمگار « 9 » و اخترش * نامش مبر چه چرخ نه چرخ و نه چنبرش در خاك او فگند چه خورشيد ملك را * گردون كه خاك بر سر خورشيد انورش مدّت ملك سلطان جلال الدين مرحوم هفت سال و چند ماه بود و اللّه اعلم بالصّواب « 10 » *
--> ( 1 ) M . اجهوها زد . ( 2 ) M . ملك علاء الدين آوردند . ( 3 ) M . عراده منجنيق ( 4 ) M . بيرون انداختن طرف امرا . ( 5 ) Tabakat Akbari , p . 137 : ملك علاء الدين هر روز منجنيق پر زر كرده در لشكر پراگنده ساختي * ( 6 ) M . دوگان يگان امرا ( 7 ) M . بعد از پنج روز . ( 8 ) M . omits اين رباعي ميگفت . ( 9 ) M . چرخ ستمگار اخترش . ( 10 ) M . بالصواب و اليه المرجع و المآب